|
گاهی سکوت واژه ی گویایی است!
|
به صورت کاملاْ اتفاقی... درست مثل سال های پیش...
متوجه شدم ...
امروز روز میلاد سبز سکوت منه!
انگار هر سال خودش صدام می زنه!
هنوز پست تولد دو سالگی اش تو همین صفحه است!
...
روزهایی عجیبی رو پشت سر گذاشتم! امیدوارم تجربه ها و آموخته هام رو جا نگذاشته باشم!
موجودی متفاوت از سال پیشم...
بیش از پیش شبیه خودم شدم!
من برگشتم...
به خودم!
بر خواهم گشت... به این سبز سکوت!
این شعر رو به پیشنهاد استاد کلاس داستان نویسی سال 84 خوندم... (سال عزیز زندگی ام!)
گاه گاهی به سراغش می رم و هنوز برام تازه است!
طولانیه و گزیده ای از اون رو می نویسم...
... سکوت
سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت
حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و من.
...
گاه
آن چه ما را به حقیقت می رساند
خود از آن عاری است
...
پنجه در افکنده ایم
با دست هایمان
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش می کشیم
بار دیگران را
به جای همراهی کردنشان.
عشق ما
نیازمند رهایی است
نه تصاحب.
در راه خویش
ایثار باید
نه انجام وظیفه.
...
یکدیگر را می آزاریم
بی آن که بخواهیم،
شاید بهتر باشد
که دست در دست یکدیگر دهیم
بی سخنی.
...
" سکوت سرشار از ناگفته هاست"
مارگوت بیکل
ترجمه ی احمد شاملو
سفر شیراز یکی از بهترین سفرهای عمرم بود...
شگفت انگیز و پر از خدا...
سوغات من و مریم از این سفر برای دوستانی که بهترینند ، تصاویری است که هرچند گویای عظمت آن نیست اما خالی از لطف هم نخواهد بود!
(کیفیت تصاویر به دلیل بالا رفتن سرعت پایین آمده! شرمنده!)
از ادامه ی مطلب هیچ خوشم نمی آید!!!!!
اما شما لطفا به ادامه ی مطلب بروید!
از عشق من به هر سو، در شهر گفت و گویی است
مـن عاشــق تو هستـــــــــــــم، این گفت و گو ندارد!
شهریار گفته!
تلاش می کنم
از خودم راضی باشم
و
از خود راضی نباشم
سبز سکوتم دو ساله شد!